دانلود کلی :
دانلود تکی :
انتظار نداشته باش که یک روزه در همه جزئیات پیچیده استاد شوید.حتی برای مثال با سی بار تکرار یک متن مشکل و نواختن آرام ،با تمرکز کامل، همراه بامترونم، و توجه مفرط به جزئیات، انگشتان عادت های جدید را نمی توانند یک باره یاد گیرند. پیش از این که انتظار مشاهده ی هر گونه پیشرفتی را داشته باشید، باید همین رویه را با قدرت حداقل یک هفته هر روز تکرار کنید.
مهمترین چیزی که باید برای تمام موسیقی آموزان مورد توجه قرار گیرد تمرکز زیاد برای قدرت زمان کم در یک دوره ی بلند مدت است. هرگز به خودتان فشار وارد نکنید و عامل دیگری نیز نباید بر شما فشار وارد کند. اجازه دهید مسائل در این میان تراوش کند، فرو رود و نهایتا جا بیفتد. برنامه ی دقیق با استراژدی که خوب سازماندهی شده باشد درست از همان آغاز لازم است(فلیپ مونت،انجمن بین الملی گیتار) اجازه دادن به وقوع تنها یک خطا در ریتم، جمله بندی، آرتیکولاسیون یا تکنیک و گذر از آن بدون تصحیح کردن می تواند بسیار خطرناک باشد. هر چه این اتفاق بیشتر رخ دهد، تعداد خطاها نیز بیشتر خواهدشد. اما آنچه بدتر است این است که قوای ذهنی نیز دچار رکود خواهد شد و حساسیت های زیبایی شناسانه ی خود را از دست خواهد داد (پیترمورین،مدیر بخش موسیقی دانشگاه یهودی منوهین) به عنوان تمرینات مقدماتی مکان یابی، انگشت ها را به دقت روی سیم چهارم قرار دهید، جایی در میان صفحه، سپس آن ها را به درستی روی فرت جا دهید و مطمئن شوید نوکشان به وسیله سیم ها به دو بخش تقسیم شده است. حدود ده ثانیه محکم با انگشتانتان فشار وارد کنید. این کار شیارهایی روی سرانگشت ها ایجاد خواهد کرد و سپس این شیارها به عنوان راهنماهایی برای صحت تمرین ها و گام های بعدی عمل می کنند. نه تنها پاساژهای مشکل، بلکه مسائل پیچیده را که به شکل ابتدایی ترین اصول بیان، بررسی و مطالعه کنید.(آلفرد کارتون) به هر شکل ممکن از انجام اشتباه هم ارز سازی سرعت اجرا با پیشرفت خوداری کنید. موسیقی مسابقه سرعت نیست که در آن نوازنده ی که زودتر به آخر قطعه رسد برنده باشد! کارکردنی که تنها به منظور رسیدن به سرعت های بالاتر باشد فقط گپ بین نت ها را کوتاه می کند و هیچ پیشرفتی در کیفیت نواختن نت ها ایجاد نمی کند. عمیق ترین افکار یک آهنگساز در بیشتر مواقع در نواختن آرام و متفکرانه اش یافت می شود. اما از تلف کردن وقت برای تمرین پیوسته انگشتانتان روی گیتار نیز در حذر باشید، این تمرین برای بالا بردن رشد چالاکی بی فایده اند. تنها چیزهای را که تمرین می کنید خواهید آموخت و ورزش دادن انگشتانتان که هیچ ربطی به نوازندگی واقعی ندارد هیچ بهبودی را به دست نمی آید، جز ورزش انگشتان! گذشته از این که برای رسیدن به چه تاثیری می کوشید(forte, piano, crescendo, ponticello, tasto) کمی مبالغه در کار همیشه خوب است ، مانند بازیگری که باید برای حضار بخشی کوچیک کار را با حرارت بیان کند. آن ها همیشه کاری که تصور می کنید در حال اجرایش هستید را به همان شکل احساس نمی کنند، زیرا نیمی از آن تاثیر که امید بود به آن برسید توسط نوازنده شنیده می شود. اجرایی که نزدیک به اجرای نوازنده دیگری باشد سبب می شود که کار شما تقلیدی و کپی برداری از کار اصلی باشد که احسای کمی از نیت موسیقی در آن باشد. عادت بسیار از گیتاریست ها گوش دادن به آثار ضبط شده ی از نوازندگان خوب و مشهور است، سپس آنها همین شنیده ها را به عنوان پایه نوازندگی خود قرار می دهند. ویژگی برجسته یک اجرا اغلب آن هایی هستند که تا حدی مورد برداشت نادرست قرار گرفته و یا قضاوت های غلط در مورد آن ها صورت گرفته است. آن ها گوش را پر می کنند، بنابراین توجه شنونده جلب می شود و این قضیه منجر به این می شود که او قالب ها را بگیرد (چون معمولا آن ها چیزها بیشتر از قالب هستند) و از آن ها تقلید کند. روش عاقلانه تر هنگام یادگیری یک قطعه ی جدید این است که تا زمانی که آن قطعه را به خوبی و بارها نخوانده اید و شاید حتی آن را حفظ نکرده اید، از اجرای آن تنها به این منظور که ببینید چطور ادامه می یابد مقاومت کنید. اگر شما در دریافت بخش های مهم یک قطعه پس از یک یا دو بار خواندن مشکل دارید، در این صورت روشن است که مطالعه با چشمان و درک شنیداری نیازمند توجه و تمرکز هستند. ” من سخت کار کردم! اگرشما هم مانند من کوشا باشید، موفقیتی کمتر از من به دست نخواهی آورد.
تمرین باید از ذهن آغاز شود، تمرین بدون فکر سرعت پیشرفت را کند می کند . اصلاح کردن اشتباهات که در مورد آن ها فکر نشده است به مراتب زمان گیرتر از کسب عادت های غلط است.( ویوین جوزف، ویولونیست)
حتی از دست دادن یک روز تمرین کافیست که تغییری در کنسرت ایجاد شود. البته نه آنقدر که هرکسی متوجه اش شود، ولی همانقدر کافیست تا در اجرایم تاثیر گذارد.(باری داگلس- کنسرت پیانیست)
سرعت پیشرفت همان قدر که به قدرت زمان هر جلسه تمرین و تعداد جلسه های تمرین در هر روز بستگی دارد به کیفیت کار انجام شده نیز بستگی دارد. به عنوان یک راهنمایی کلی عمل آهسته و پیوسته همواره بر عملیات ماراتن مانند برتری دارد، چرا که پس از حدود 45 دقیقه، کاهش تمرکز منجر به کاهش میزان نتیجه مطلوب می شود.
برای این که اصلا پیشرفت امکان پذیر باشد، حسی روشن از هدف و جهت لازم است. تمرین بی هدف و بدون توجه متمرکز روی یک هدف خاص، ایجاد سر و صدایی بی فایده و هدر دادن وقت است. عادت رایجِ (از وسط قطعات نواختن)، اشتباهات تکنیکی و خطاهای موسیقیایی را دست نخورده باقی می گذارد، اگر باعث تثبیت آن ها نشود.
جدول برنامه ریزی شده دقیق، نوشته شده و نصب شده روی پایه موسیقی، در صورتی که با جدیت پیگیری شود، تضمین کننده سودمندانه از هر دقیقه است، در این صورت تمرین موسیقی تبدیل به نواختن نیمه اتوماتیک و بی هدف خواهد شد.
زمان اختصاص داده شده برای تمرین یک انتخاب شخصی است، بستگی به عوامل پیوسته میزان لزوم، میزان علاقه و امکان انجام آن دارد. هرچه به زمان کوتاه تری دسترسی داشته باشیم، نقش استرادژی که برای استفاده از آن زمان داریم برجسته تر می شود. ( فلیپ مونت)
تمرین آهسته کلید اصلی مهارت تکنیکی است، البته نه آهسته تر از معمول، ولی واقعا آهسته، با توجه زیاد به ریتم. اجرای یک تمرین معنی دار و یافتن مشکلی از یک قطعه، بسیار آهسته و به مدت بیست دقیقه به طور قطع نتیجه بهتری از نواختن پشت سر هم بیست تمرین متفاوت از یکدیگر را دارد.
من موسیقی ای که بتوانم آرام بنوازم را دوست دارم (ایگور استاوینسکی)
اگر فقط یک ساعت در روز برای تمرین وقت داشتم، گام ها را تمرین می کردم و اگر دو ساعت وقت داشتم گام های بیشتری(برای تمرین کردن) وجود داشت. (یاشا هایفتز)
پیش از این که روی یک مساله ی تکنیکی کار کنید اول آن را مشخص کنید. تبدیل بخش های مشکل به ساده ترین شکل ممکن، تمرین را معنی دارتر کرده و نتیجه را بهتر می سازد. یک بار پیانیستی مشهور گفت تمام دشواری های تکنیکی مسائل مربوط به انگشتان هستند.
من معتقدم موسیقی باید در درجه ی اول و مهم تر از همه قلب را به هیجان آورد و این چیزی است که نمی توان به صرف ایجاد صداهای تند و بلند به آن رسید.(باخ)
تمرین یا اجرا: خود را در میانه راه گرفتار نکنید. توقف کنید، قسمتی را که اشتبا کرده اید تنها یک بار تکرار کنید و سپس ادامه دهید. پیشرفت تنها در صورتی امکان پذیر است که همه ی جنبه های تکنیکی که در هر مرحله رعایت شده باشد. با تمرین های ساده در نواختن نت های ساده، خط اتصال ها، آرپژها، آکوردها و… شروع کنید. سپس بعد از چند روز( یا هفته) نوع پیچیده تری از همان تمرین ها را انتخاب کنید و همان روند قبلی را دنبال کنید.
تکنیک امپراطوری وسیعی است، زمین هایش به قدری وسیع است که شخم زده شوند و بذر آن ها کاشته و سپس درو شود. در غیر این صورت محصول آن ها کم، ناامید کننده و غیر منطقی خواهد بود.(فلیپ مومنت)
سعی کنید در مراحل آغازی یادگیری یک قطعه، پایان اجرای آن را تصور کنید. تلاش برای القای بیان و احساس به یک قطعه ی کامل که فاقد احساس موسیقیایی است به مراتب سخت تر و وقت گیرتر است. در ابتدا عادت های تکنیکی باید نا آموخته باشد قبل از آن که تفسیری درست رشد یابد. دادن حس تنها یک دستکاری تکمیلی نیست بلکه بخش جدای ناپذیری از موسیقی است. در هر صورت، اگر از ابتدا قصدمان این بوده، آن وقت یک اجرای گویا و اصیل نیاز به کار بیشتری نسبت به یک اجرای صرفا تکنیکی بدون فکر ندارد.
پارتیتور را جدا از ساز بررسی کنید، در غیر این صورت انگشتان برایتان تصمیم خواهد گرفت. در ابتدا باید به هدف هنرهایتان یقین داشته باشید، سپس باید روی چگونگی انجام آن کار کنید.(باری داگلس)
هرگز از اجرایی تقلید نکنید، هر چند اجرای برجسته ی باشد. در رابطه با افکار و تفسیرهای موسیقیایی صداقت و راستگوی داشته باشید، یک کار را آن گونه که احساس می کنید، بنوازید. اما در سبکی که با دوره و مودهای قطعه متناسب باشد.( ایلون روت ول)
میزان پیشرفت ها که در مدت زمان اختصاص داده شده برای تمرین به دست می آید به کیفیت و شدت انجام کار بستگی دارد ، در زمان کوتاهتر با تمرکز اصولی روی بخش های اساسی و جزئیات مهم در مقایسه با حالتی که تمرین نا منظم و نا متناوب باشد به پیشرفت بیشتری می توان دست یافت.
هدف از تمرین یک ساز ارتباط فرح بخش با موسیقی است، نه برای ایجاد شگفتی یا تاثیر گذاری و برای به راه انداختن بازهای عصبی که معمولا بیشتر منجر به ارضای مسائل روانی می شوند تا حس ناب موسیقیایی. سرازیر کردن تکنیک های بی معنی مثل بارش تگرگ است که زود آب می شود، اما اگر قلب حتی به ساده ترین شکل ممکن تحت تاثیر قرار گرفته شده باشد، تمرین لذت بخش و خاطرانگیز خواهد بود. (فلیپ مونت)
نوازندگان خود آموخته، باچشم پوشی از اندوخته های بزرگ موسیقیایی جهان که در طول قرن های پیاپی و با حضور موسیقیدان های بی شمار تراکم پیدا کرده است، از افرادی فروتن تبدیل به نوابغ بزرگ شده اند. رفتار فروتنانه ی آن ها در موارد زیر قابل توجه است:
باخ پدر است، ما فرزندانش هستیم. آن افرادی از ما هم که کارهایی انجام داده اند بر او تکیه دارند. هرکس این حس را نداشته باشد، انسان فرومایه ای است. (ولفگانگ آدامز موتزارت)
اجازه دهید جی.اس.باخ که حتی بزرگترین آهنگسازها هنرشان را از او یاد گرفته اند، آخرین سخن را بگویید. وقتی در سال های آخر زندگی راز موفقیتش را از او پرسیدند، پاسخ داد:

